الشريف المرتضى

مقدمهء مصحح 6

الذريعة إلى أصول الشريعة

جمله حوادث اين سال فرمان نقابت طالبيان ، ونظر در مظالم ، وامارت حج بود كه براي « أبو محمد ، حسين بن موسى ، موسوى » نوشته شد ، ودو فرزندش « مرتضى ، أبو القاسم » و « رضى ، أبو الحسن » به جانشينى أو انتخاب شدند ، واز دار الخلافة به ايشان خلعت داده شد « 1 » . اين مناصب بزرگ را شريف مرتضى اصالة بين سالهاى 406 - 436 هجرى متصدى شد . ودر روز تصدى ، عهدنامهء أو در حضور فخر الملك واشراف وقضات وفقها قراءت شد واين عبارت از آن عهدنامه است « هذا ما عاهد « عبد اللّه أبو العباس احمد الامام القادر باللّه أمير المؤمنين » إلى علي بن موسى العلوي حين قربته اليه الانساب الزكية وقدمته لديه الأسباب القوية واستظل معه بأغصان الدوحة الكريمة واختص عنده بوسائل الحرمة الوكيدة فقلد الحج والنقابة وامره بتقوى اللّه » « 2 » . در سال 397 بهاء الدولة بموجب فرماني سيد را به ذو المجدين ملقب ساخت « 3 » . انتشار امر فاطميان مصر خليفهء عباسى را به وحشت انداخت ، ووى را برانگيخت تا براي شهادت به نادرستى نسبت فاطميان به شخصيات بارزهء مجتمع خود پناه برد ، در مقدم ايشان از « مرتضى » و « رضى » درخواست توقيع كرد « 4 » . مقام اجتماعي سيد بطورى بالا رفت كه در آن هنگام كه لشگريان بر پادشاه بويهى شوريدند خانهء سيد پناهگاه پادشاه ووزرا شد « 5 » . از اين مقولة سخن بسيار است ودر تواريخ مسطور ، وخلاصه اينكه : سيد در وقايع سياسي مرجع بسيار مهمى بود وگاه مثل پادشاه وخليفه وديگر پيشوايان بدو پناه ميبردند « 6 » . سيد بسيار توانگر وثروتمند بود ، ودر رجال دين وعلم وأدب از معاصران أو كمتر ميتوان نظير أو را يافت ، گويند : أو وبرادرش « رضى » در آن أيام كه به جانشينى پدر متصدى امارت حج بودند در راه سلامت حجاج از مال شخصي خود نه هزار دينار به راه زنان عرب پرداختند « 7 » . از يحيى بن الحسين علوي زيدي روايت شده كه سيد هر سال بيست وچهار هزار دينار عائدى ملكي داشت « 8 » . از قاضى تنوخى روايت شده كه « مرتضى » بقدرى از املاك بجاى گذاشت كه در وصف

--> ( 1 ) - صاحب أدب المرتضى در ص 104 - 106 گويد : نقابت سيد نقابت عامه بوده ، وامارت أو بر حج ولايت بر اقامهء حج ، وولايت أو بر مظالم ولايت تشريعيه وتنفيذيه ، وشرط تصدى اين نوع مناصب اين است كه متصدى داراى بالاترين مقام علمي واخلاقى ، وواجد شرائط شرافت وعدالت باشد . ( براي اطلاع بر حقيقت اين مناصب واقسام واحكام وشروط تصدى آن رجوع شود به « الأحكام السلطانية » تأليف ماوردى معاصر مرتضى ص 164 و 185 و 180 ط بون ) . ( 2 ) - كامل ومنتظم حوادث 406 . ( 3 ) - منتظم حوادث 397 . ( 4 ) - كامل ومنتظم حوادث 402 ( 5 ) - كامل ومنتظم حوادث 424 و 427 . ( 6 ) - منتظم حوادث 423 و 427 ، وديوان مرتضى ج 5 ص 16 نسخهء سماوي ( أدب المرتضى ص 109 ) . ( 7 ) - منتظم حوادث 389 وروضات الجنات ص 375 . ( 8 ) - معجم الأدباء ج 5 ص 177 ط بون ( أدب المرتضى ص 110 )